عشقِ من گریه نکن نگاه نکن هر شب به آسمونا
اسم منو صدا نکن مثه همیشه هستم، من با تو
چشای من هست به خاطراتِ تو هِـــــــــــــــی
من رفتم؛ میدونم، آره تنهات گذاشتمت عزیزم
میبینم نشستی کنارم، شده چشای تو تر، شده گلات همه پر
میبینم اشکات داره میریزه دیگه کاری نمی تونم بکنم؛
من مُردم!
وقتی رفتم؛ نبودی، ببینی من گریه کردم
عزیزم صداتو من شنیدم؛ صدات کردم ولی انگار، نمیتونم با تو باشم
نمی تونم از جام پاشم
روزگاره این کارشِ عاشق کشی سرگرمیشه
عشقه من...
گفتی چرا تنهات گذاشتم بخدا دسته من نبود؛ نخواستم
میدونم همیشه هستم به یادت
نمیتونم برم از پیشت کنارت
میدونم تلخه تنها بودنت
میدونم سخته عاشق موندنت
برای منم سخته خودت میدونی تـــو
همیشه می خونم فقط به یاد تو
هر شب راه میری تنها من پیشتم همه جا
داد میزنم: ای خــدا چرا به من نمیکنی تو نگاه
گریه نکن؛ من پیشتم
صدام نکن؛ من میشنوم
نمیرسه جوابی از من به تو
میدونم فکر میکنی رفتم، برو
عشقه من...
میدونی عزیزم
زندگی سخته تقصیر من نیست تنهایی درده مثله ما کم نیست
رسمه زمونست کاره سرنوشته قصهَ رو خودِ خدا واسمون نوشته
تولدت یه روزه مردنت هر روز
قصه ی عشقه: که میگه تنهایی بسوز
سوختمو ساختم، دیگه چیزی ندارم
تـــــو این بازی باختم فقط تورو من دارم
میدونی اینجا که من تنهای تنهام
پرپره گلهات از مرمره غمهام
15 ساله بودم عاشق شدم با کمی تدبیر به در گفتم پدر گفت عاشقی برای تو زور است پسر
17 ساله شدم باز عاشق همان دختر بودم به پدر گفتم گفت تو هنوز نمی فهمی پسر
19 ساله شدم باز هم عاشق بودم به پدر گفتم من هنوز عاشقم پدر گفت تو که خدمت نرفته ای پسر
21 ساله باز هم عاشق بودم خدمتم تمام شد به پدر گفتم که من عاشقم گفت تو که چیزی نداری پسر
23 ساله شدم باز هم عاشق بودم کار هم داشتم به پدر گفتم که من عاشقم هنوز گفت کمی بیشتر صبر کن
25 ساله شدم باز هم عاشق بودم ولی حیف عشقم دیگر نبود عشقی که 10 سال عاشقش بودم ولی هرگز به او نرسیدم.
به پدرم گفتم پدر عشقم دیگر نیست پدرم گفت دوباره عاشق شـــــو
من تا خواستم دوباره عاشق بشم زمانی طول کشید
30 ساله شدم عاشق شدم گفنم پدر من عاشق شدم، پدر گفت دیر است پسر تو در این مدت شده بودی بدست منِ پدر خـــــــــر
ای خر این را بفهم که هیچ وقت عاشق نشو یا اگر میشوی با هیچ کس مشورت نکن حتی پــــــــــدر
این دفعه دیگه نه متن و نه شعر!
چند تا دامین گرفتم شما با این دامین ها هم می تونید به ما سر بزنید
www.asaltarin.tk فیلتر شده نمیدونم برای چی![]()
www.princeofpersia2007.tk فیلتر شده نمیدونم برای چی![]()
در من هست پس تو هم با من باش ....
باز هم با من باش
بدونِ تو ...
بدونِ تو بودن نمی خوام
بدونِ تو خندیدن نمی خوام
بدونِ تو حتی یک نفس
بدونِ تو حتی یک قدم
بدونِ تو حتی یه خواب خوش
بدونِ تو حتی یکی باشه هم نفس
بدونِ تو معنا نداره
هرچی که رنگه دنیا رو داره
بدونِ تو زنده بودن
کابوسه خیاله من
بدونِ تو بازیچه شدم
اسیر دست ِیک تقدیرِ غلط
بدونِ تو نه جای ماست
نه حتی یه رد پاست
بدونِ تو سیاه شده
آبیه آسمونه من
بدونِ تو یکی شده
رنگه همه قشنگی ها
بدونِ تو مردن همه
رویاهای سبز دلم
بدونِ تو تبعیدی شدم
بدون تو تنها شدم
بدونِ تو ، نه من ، نه عشق
بدونِ تو کم میارم
اسمتو تو لحظه هام
بدونِ تو خوابن هنوز
کبوترای قصمون
بدونِ تو بن بست شده
کوچه های خاطرمون
Love مخفف کلمات :
درياچه غم Lake of sorrow
اقيانوس اشک
دوست دارم خیلی زیاد خیلی زیاد
اینُ واسه تو ساختمش امیدوارم خوشت بیاد
این جمله منِ دوست دارم خیلی زیاد فکر کردن اصلا نمی خواد
دوست دارم خیلی زیاد فقط واسه تو ساختمش دوست دارم خیلی زیاد به چشماتم خیلی میاد
دفترِ شعر من کجاست واسه نازِ اون چشات میخوام امشب تا سحر بیدار بمونم ترانه سازی بکنم
یه ترانه بسازم که جهانی شه که همه دنیا بدونن هیچ کسی مثله تو نمی شه
با جمله های تکراری دوباره بازی می کنم باز خودمُ گول میزنم قافیه سازی میکنم
دلم برات تنگ میشه قافیش از سنگ میشه دلم فقط تو رو میخواد قافیش از دل میاد
هیچی تو ذهنم نمیاد
خسته میشم از هرچی جملست که با حرفِ دلِ نوشتنه ترانه هم خدائیش انگار مشکله
دفترُ میزارم کنار چشمامُ میبندم بی اختیار میگم دوست دارم خیلی زیاد دوست دارم خیلی زیاد
این جمله ی منِ دوست دارم خیلی زیاد فکر کردن اصلا نمی خواد دوست دارم خیلی زیاد
فقط واسه تو ساختمش دوست دارم خیلی زیاد به چشماتم خیلی میاد
این جمله منِ دوست دارم خیلی زیاد شعر باید خودش بیاد
دوست دارم خیلی زیاد قافیه لازم نداره دوست دارم خیلی زیاد به چشماتم خیلی میاد
سهراب سپهری شاملــو حافظُ سعدی می خونم دنباله یک حرفِ قشنگ تا صبح بیدار می مونم
گوشیو بر میدارمُ یه زنگ به مریم می زنم یه گوشه تنها می شینمُ گیتارُ با غم میزنم
این جمله ی منِ دوست دارم خیلی زیاد فکر کردن اصلا نمی خواد دوست دارم خیلی زیاد
فقط واسه تو ساختمش دوست دارم خیلی زیاد به چشماتم خیلی میاد
این جمله ی منِ دوست دارم خیلی شعر باید خودش بیاد دوست دارم خیلی زیاد
قافیه لازم نداره دوست دارم خیلی زیاد به چشماتم خیلی میاد
این جمله ی منِ دوست دارم خیلی زیاد فکر کردن اصلا نمی خواد دوست دارم خیلی زیاد
دوست دارم خیلی زیاد فقط واسه تو ساختمش دوست دارم خیلی زیاد به چشماتم خیلی میاد
شعر باید خودش بیاد دوست دارم خیلی زیاد
قافیه لازم نداره دوست دارم خیلی زیاد به چشماتم خیلی میاد
دوست دارم خیلی زیاد
هرکس به طریقی دل ما می شکند
بیگانه جدا دوست جدا می شکند
بیگانه اگر می شکند حرفی نیست
از دوست بپرسید که چرا می شکند
***
تو آسمون دلِ من، پرنده پر نمیزنه
تو جاده غم زده ها محبت سَر نمیزنه
یه مهربون، یه همزبون حلقه به در نمیزنه
هرچی غمِ مالِ منِ بدتر زِغم حالِ منِ اما چرا این غصه ها چون سایه دنبال منِ
دلم می خواد که برم یه جای بینشونی برای من امیدِ موندنی نمونده
احسان
دلی که شکستی...
امشب من موندمُ یه آسمون تنهایی
تو داری میری با دلی که شکستی
یه روز میای با قلبی که جایی واسه من نداره
قلبی که از تیکه های شکستش حتی نمیشه انتقام گرفت
هیچ مرحمی واسه یه قلب پاره ندارم
امشب هیچ اشکی واسه تو نریختم
به این خاطر که ارزش یه قطره اشکم نداری
تو پر از حسادتی، یه قلب پر عادتی
تو زدی شکستی، قلبی که بستی!
داری میگی عاشقتم، آره من اسیر و رامتم؟
فکر می کنی همون دیوونه ی همیشگی ام؟
فکر میکنی ستارمی، یا همدم دل تنگمی؟
بخشیدنت واسه من کاری نداره
بدون که پس میدی یه روز، این یه رسمه حاشا نداره!
دیگه شبا با خیال تو نمی خوابم
اینم میگذره، بشکن و برو...
برو از خیال من، آخه من حرفای تکراری ام!
هیچ راه برگشتی نذاشتی
تو تنها رویای منو کشتی
اومدی گفتی قلبتو دادی به یکی دیگه
با تو بودن هم تجربه کردم ولی گذشته هام قشنگتره
دیگه هیچ وقت پیشت بر نمی گردم
ستاره های آسمونم نمی خوام
نمیگم دوسِت نداشتم، اما حالا دوسِت ندارم!
وقتی هستی...
وقتی هستی پرم از هر چه که هستی، هر چه خندست هر چی لبخند هر چی اشک و هر چی گریست!
وقتی هستی منم و دل، دل غمگین دل خسته، دل عاشق
وقتی هستی پرم از نیاز بودن، خالی از هر چه کینست
وقتی هستی یه دل صاف مثه آینه، مثل گلبرگ
وقتی هستی یه ستارست…
وقتی هستی نگو نیستی، آره هستی، عاشق و مستی.
وقتی هستی دلت اینجاست با هر چی غصست.
وقتی هستی من کی هستم؟!
وقتی هستی لب تو; لب یه لبخند، چشم تو; چشم یه ستارست.
نه سفیدی مثه دفتر، نه سیاهی مثه دل من
وقتی هستی من همه نیاز خواستن، من همه نیازِ پَرپَر.
وقتی هستی پرم از هرچه رسیدن، مثه غنچه تو اوج رفتن.
وقتی هستی یه جورامیدی، نمیدونم میشه با تو موندم؟!
وقتی هستی پرم از به تو رسیدن اما تویی تو اوج رفتن!
وقتی هستی یه شبِ پر از سکوتم، تو غربتِ کوچه دویدن!
وقتی هستی یه درختِ، شاید با تو سبز شه!
وقتی هستی دیگه نیستم خالی و پوچ، به انتظار مرگم نشستن!
وقتی هستی برام ستاره چیدن، از چشم یه عاشق واسه دلِ خستم!
وقتی هستی محو تماشام، چشمامو به دنیا بستم!
وقتی هستی کیه خسته و خالی؟!
وقتی هستی پر از خیاله، قلبِ عاشق و غریبم!
وقتی هستی اتاق پر از فریبه، آره بوسه، آره لبخند!
وقتی هستی بگو، خودت بگو کی هستی؟!
وقتی هستی نباش به فکرِ رفتن!
وقتی هستی منم اینجام واسه قلبت، روحِ خستت!
وقتی هستی نگو خیالی، نگو بازم که خوابی!
وقتی هستی غصه رو کردی ویرون، قلبش و کردی حیرون!
وقتی هستی چشمات یه شرابِ پرِ مستی!
وقتی هستی واسم سوالی، اما ندارم واست جوابی!!!
وقتی هستی قلبمو از سینه کندی، بگو به چی سپردی؟!
وقتی هستی پر بوسه، نکنه لبت بسوزه!!!
وقتی هستی همه جا پرِ سکوته، دلم پرِ بهونه!
وقتی هستی خوابم پر از فرشتست، همونایی که میخندن!
وقتی هستی، تویی یه آغوش واسه خودِ من!
وقتی هستی دستاتو وا کن، منم اینجا، منو صدا کن!
وقتی هستی لبِ تشنم، نمیدونم چرا همیشه تشنست؟!
وقتی هستی یه آسمونِ ولی فقط تویی ستارش!
وقتی هستی چه خوبه، تو هواش نفس کشیدن...
نسیم